وقتی ترم  یک برنامه  درسی خودم رو دیدم فکر میکردم  فیزیک و ریاضی  باید درس هایی باشن ک میشه  نمره کمتری اورد  وقتی شیمی رو دیدم ی پوز خندی زدم وگفتم  این شیمی ک ۲۰ام اخه شیمی  هم  شد درس ........

کلاس ها شروع شد کلاس خانم راستگو  استاد فیزیک پر حاشیه ترین کلاس بود  کلاسی ک خانم ها کاملا راضی ولی اقایون  کاملا ناراضی ...نادیده  شدن حق اقایون ...پایمال شدن حق مردان  و خیلی چیزای دیگه  اخ که چقدر دلم واسشون میسوخت  ........اخه منم مدافع شدید حقوق اقایون بودم اما چیزی نمیتونستم بگم .

خلاصه امتحان میان ترم فرا رسید اقایون رو خانم راستگو کاملا از هم جدا کرد اما ما خانم ها کاملا دوستانه نشسته بودیم البته فرقی هم نداشت امتحانش عین روز قیامت  بود هر کسی فقط ب داد خودش  میرسید  نمیدونم امتحانش چه جور بود  ک وقتی امدم بیرون ب بچه ها گفتم اگه از ۲۰ دو بگیرم تمام  دانشگاه رو شیرینی میدم   خلاصه اخرین کلاس ما توی هفته همین امتحان بود ک بعدش یک راست بنده ب ترمینال رفتم  وتا یک هفته دانشگاه نیومدم  چون توی شک کامل قرار داشتم  اما بعد ک جواب امتحان امد معلوم  شد زیادم گند نزدم من  بعد از خانم نعمتی رتبه دو کلاس بودم  اینم از عجایب روزگار دیگه

اما بشنوید از کلاس شیمی بچه های  صنایع ۸۹ک جز نخبگان کشور محسوب میشدند سر کلاس شیمی هنگ کامل بودن و استاد فکر میکرد ما همگی  مورتیمر  هستیم ک این جوری درس رو سخت واسه ما توضیح میداد  امتحان میان ترم ۸ فصل مورتیمر  اگه اشتباه نکنم از ما امتحان گرفته شد ک ما زیاد هم به نظر خودمون بد نمیشدیم اما نمیدونم چی شد ک بالاترین نمره ما ۱۰از ۲۰بود   من ک هنوز نفهمیدم 

اما خلاصه  امتحان پایان ترم فرا رسید فیزیک هلو برو تو گلو بود  مثلا نمونه سوالاش کاربرد اینه تخت چیست  ؟/کلا ب خیر گذشت

اما  بشنوید از شیمی خدا شب امتحانشو واسه هیچ کس نیاره  روز قبل از امتحان به مامانم زنگ زدم یادم نمیاد چی گفتم هر چی  بود ک مامانم  از بس ترسیده بود بنده خدا روز امتحان همون ساعتی ک من امتحان داشتم  همه فامیل واشنا رو جمع کرده بود خونمون و اش نذری داده  بود  و  کلی بند وبساط   ک واسه دخترم  دعا کنید انگار قرار بود تو المپیاد   شیمی شرکت کنم  چی بگم والا امان از این فاطمه کریمی 

روز امتحان انقدر هنگ بودم  چون هر چی  با انگشتام  درستامو میشمردم ۱۰نمیشد  ک کارتم رو جا گذاشتم تو سالن امتحانات  ب اموش زنگ زدم  قرار شد و یکی از خانم های اموزش  کارتم رو نگه داره تا من برم دنبالش اما نمیدونم چی شد که  فردا من کارتم رو با بدبختی البته مثل همیشه با خوش شانسی تمام از توی سطل  اموزش پیدا  کردم  اما خوب خدا با ما ست و اون اش نذری مامانم جواب داد و پاس شدم 

اما بشنوید از ترم ۳ک فکر میکردم سخت ترین  درسم باید  بیو شیمی و شیمی تجزیه باشه  اما این موضوع ک سخت بودن رو استاد مشخص میکنه نه درس   رو نباید فراموش  کرد  و همچنین فکر میکردم  باغبانی  و زراعی اون درسایی هستند که میشه ب راحتی ۲۰اورد

ی بار همون اول ترم  بنده خدا اقای افتخار  سر کلاس گفتند باغبانی و زراعت باید از درس های ما حذف بشن  چون ربطی به رشته ما ندارن من اومدم خوابگاه هنوز هیچ کدوم درست کفش هامون رو حتی درست بیرون نیوورده بودیم  که من با عصبانیت کفشامو اوردم  بیرون کیفمو پرت کردم گفتم این  افتخار چی میگه  حالا ما ی درسی رو میخوایم ۲۰بگیریم  اگه گذاشت  (با عرض پوزش از اقای افتخار )

که اخر ترم    بیوشیمی وشیمی تجزیه رو عالی پاس کردم  اما ابر ومه و خورشید  و فلک در کار شدند  ک   ...................حرف اقای افتخار ب بنده ثابت شد  و من با مشقت و شفقت زیاد  مخخخخخخخخخخصوصا باغی رو  با بد بختی  تمام پاس کردم  ی نتیجه اخلاقی هم داشت وقتی بزگترتون ی حرفی میزنه لابد ی چیزی میفهمه  بچه  چرا عصبانی میشی کیفت چی گناهی داره محکم میزنیش  این ور و اون ور 

من ک تجربه بم ثابت کرده دیگه نظر ندم حالا شما بگید اسون ترین وسخت ترین کدومند ؟؟