واحد 5 بودم وبعد تصمیم گرفتم 303 رو انتخاب کنم
303 تنها واحدی توی دنا بود که خلق وخوبی همه پسرونه بود از اونجای که من هر وقت میوه میگرفتم به یخچال نمیرسید از اونجای که هممون 3 نوبت در هر وعده غذا میخوردیم بازم گشنمون بود هیچ وقت واحدمون مثل واحدای دیگه تمیز نبود والبته اینم بگم مرام و معرفت بچه هاشم مردونه بود و.....اینکه گاهی اوقات صداهامونم مردونه میشد وخانم باصری میومد بالا و...... حالا ی 303یعنی من امده تا این 5 ها رو از حالت سوسولی در بیارم البته خودشون استعدادهای زیادی داشتن برادریشونو قبلا ثابت کرده بودن
وواحداون طرفی ما 305 بود بود واحد نمونه بچه های مودب ومنظم خانم یعنی خیلی خیلی کدبانو
و حالا حسابشو کنید ما بین این دو واحد قرار داشتیم حالا میخوام از 304 بگم
ی جیزاش که یادم مونده و قابل گفتن است
304 یعنی صبح امتحان می ترم شیمی تجزیه ساعت 4 که من وزهرا ویاسمن تازه یادمون امده بود درس بخونیم اونم زیر نور لامپ کنار دستشویی خدایی موهای منو یادتونه
304یعنی شبا تا 3و4ارازل بازی در بیاری صبح زود که میخوای بری دانشگاه همش بد وبیراه به این اون بدی
304یعنی 5 دقیقه مونده سرویس اخر بره تازه بیدار میشدیم ما چه جوری به سرویس میرسیدیم ؟
304همون واحد و ماجراش با خانم باااااااااااااباااااااااااااایی
304یعنی چرا ما هیچ وقت درس نمیخوندیم حتی شبای امتحان ؟/
304یعنی همیشه منو به خاطر اذیتام مرد واحد با جارو از واحد بیرونم میکرد
304یعنی کافی بود اسم ی پسر بیاری تو واحد اونوقت مرد واحد غیرتی میشد میخواست از تراس پرتت کنه بیرون
304یعنی اون شب جمعه که اسپیکر اوردیم تو واحد بعدشم خانم باصری ........دوباره .مجبور شدیم مثل همیشه بگیم خانم باصری ما به خدا ادمای خوبی هستیم
304یعنی واحدی که ما همیشه تولد دعوت بودیم اما تولد هممون تابستون بود میدونید ادم چه قدر حرس میخوره
304یعنی شبای رسم فنی همه تخته رسماشون وسط بود
304یعنی مامان زرک که پایه ما بود. شده بود استاد یار رسم فنی شبا با سارا میومدن ......مامان زرک میگفت دیگه غیبت کدومشونو کنیم
304 یعنی شب انقدر گشنت باشه ساعت 2پاشی بری کتلتای فاطمه (ای تی )رو هوا بزنی
304یعنی ی بنده خدایی هر وقت میومد واحد سفره ما پهن بود
304 یعنی همون شبی که شعار واسه مدیر گروه میساختیم نون و پنیر گردو مدیر گروه ما کو؟؟؟نون وپنیر وسبزی ما بیش از این میارزیم ...سلیمی ...... پارسامهر اینا همه منابع اند چه ربطی به صنایع اند
304 یعنی همش توطئه علیه مسولین دانشگاه
304یعنی همه دخترای صنایع اونجا جلسه میگرفتن
304یعنی اون مارمولکی ک تو تراس تو تشت ابی گیر کرده بود هر روز صبح بلند میشدیم واسش دست تکون میدادیم ی روز از توی اون تشت در امد از تک تک ما انتقام گرفت یادتونه از روی پای من رد شد
304یعنی واحدی ک من چون تنها نوه پدرو مادرم به دنیا امده بود مجبور شدم 10روز تنها توش بمونم
304یعنی چهارشنبه یادتون میاد 4شنبه کی بود چی بود ؟؟؟؟؟؟که الان وقتی زنگ میزنید سراغشو میگیرید
304 یعنی خاطرات شکوریا دوشنبه اون دختر افغانی با داداش یکیمون شکوریا شکوریا یا االله
304 یعنی هیچ کدوم از وسالیه اسپزخونمون امنیت جانی نداشت تنها به خاطر اینکه ما همسایه 303بودیم
304یعنی هر چیت گم شده برو 303پیدا میشه حتی جورابت حتی مدادت
304یعنی ماکس شدن ملیحه یعنی 304باشیو ماکس داشته باشی ملیحه چه طور تو ما ماکس میشدی ؟
304یعنی اون هندونه ی که بعد از عملیات کارگاهی خوردیم نمیدونید چه کیفی داد
304یعنی اگه یکی ..........بقیه ........و کلاس شیمی تجزیه نمیرن
304یعنی اون کلیپ که پر کردیم
304یعنی وقتی انتن بابای داماد شده بود
304یعنی دیکتاتور بازی های ی نفر هر چی میگفت جرات نه گفتن نداشتی
304 یعنی صباو فاطمه هیچ وقت نبودن من همیشه منتظر فاطمه بودم بیاد اخه کتلتاش واقعا خوشمزه بود من عاشق فاطمه ام
304 یعنی اون شبی که ای تی اومدن واحد سمبوسه درست کنن انتن رفت تو اتاق درم محکم رو خودش بست که بوشو نشنوه
304 یعنی اون شبای که من 3وعده غذا میخوردم بعدش میگفتم یاسمن من گرسنمه یاسمن میخواست خفم کنه 1÷
304یعنی وقتی که شبنم وسوسن مهمونمون بودن شما هی بم میگفتین فاطمه جلو مهمون اذیت نکن اخه مگه اینا با تو شوخی دارن
304یعنی جدترین خبر دانشگام دست دوم بود چون ما ی انتن تو واحد داشتیم
304یعنی واحدی که وقتی مهمون داشتیم کلاه قرمزی کنار یاسمن مینشست هی نیشگونش میگرفت تو گوشش میگفت میشه از این میوه ها به منم بدید
304 یعنی واحدی ک ی نفر تمام لباساش شبیه کلاه قرمزی بود ؟؟؟
304 یعنی جایی که ما تنها واحدی بودیم که همیشه مهمون داشتیم از بوقی ها گرفته ترم بالایی دختر عمه و ...
304یعنی همه چیز ما اون تراسش بود به قول ابی از این جایی که من هستم تمام شهر معلومه
304همون واحدی که یه نفرش وقتی گرسنه میشد میگفت بچه ها بریم واحدای دیگه مهمونی ؟
304یعنی شبای که منو صبا تا 12کته گرجه درست میکردیم
304یعنی بشکن زدنای کروموزم یادتونه ؟؟؟؟؟؟خدایی چه جور میرقصید عین کروموزم
304سوسولمون هنوز از خونه نیومده بود زنگ میزد مامانش میگفت مامان دلم تنگ شده
304مون واحدی که بابام اینا واسم ی روز صبر نکردن منو نبردن کردستان
304همون واحدی که رفتیم از پارسا مهر خواهش کردیم که بیاد کمبوداشو ببینه وقتی اومد جا نبود تکون بخوره از بس ظرف نشسته داشتیم
304یعنی شب کات شدن همه چیز بر اثر ی پرس غذا
304یعنی داداشم میگفت فاطمه چرا هم واحدی های تو انقدر میخندن چقدرم تابلون که اون بالایی ها ن
طبقه 3واسادن دارن ما رو نگاه میکنن
304یعنی 10روز ..................خراب شده بود شبا همه واحدا درشون رو میبستند وقتی هم میرفتی تو حیاط ساعت 5صبح نگهبان با چماق میوفتاد دنبالت فکر میکرد دزدیم