پاسخ منفی جامعه: رایج ترین فرضیه در مورد رابطه بین چاقی وافسردگی دراین است که چاق بودن ازدید جامعه ما با دیدی منفی نگریسته می شود و این طرد کردن امری عادی شده است. البته واضح است که همه افراد چاق نسبت به وزن خود دچار افسردگی نبوده واز وزن خودناراضی نیستند. زنان استعداد بیشتری دارند ازاینکه درمعرض افسردگی قرار بگیرند در حالیکه مردان وافراد مسن از این وضعیت نارضایتی کمتری دارند. درجه نارضایتی زنان چاق نیز البته یکسان نمی باشد و این درجه بستگی به میزان احساس جذاب نبودن یا نامطلوب بودن بستگی دارد. نگرش واحساس نسبت به بدن خود، کاملا تحت تاثیر وضعیت روانی شخص است. ظاهر نازیبای بدن باافسردگی، کاهش عزت نفس، وعادات بهداشتی نامناسب و بد در ارتباط است. نه تنها افراد چاق احساس می کنند که از جامعه رانده می شوند بلکه از سوی جامعه پزشکی که ادعای کمک به آنها را دارد نیز روی خوشی نمی بینند. آنها احساس می کنند که مشکلشان از هر مشکل دیگری درعرصه پزشکی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

چاقی بدون آنکه استحقاق آنرا داشته باشد بابینش منفی اجتماع مواجه است. چاقها معمولا افرادی تنبل  قلمداد می شوند. در تحقیقی که از جوانانی که به اضافه وزن مبتلا هستند به عمل آمد، نشان داد که آنها در معرض آموزش وتعلیم کمتری قرار می گیرند وطبعا درآمد کمتری نیز خواهند داشت وتعداد اندکی از آنها ازدواج نموده اند. خیلی از افراد چاق در سنین کودکی توسط دیگران دست انداخته شده و مسخره می شوند. یک بررسی درمورد چاقی وطبقه اجتماعی نشان دادکه کودکان ۷ ساله نیز نگرشی منفی به افراد چاق دارند واین نگرش در کودکانی که درطبقه اجتماعی مرفه تری زندگی می کنند بیشتراست.چاقی و افسردگی

درمورد زنان تحصیل کرده چاقی زیاد   هم غیرمعمول تر وهم ناراحت کننده تر است.

رژیم غذایی: برخی از کارشناسان معتقدند که این چاقی نیست که عامل افسردگی افراد است بلکه این تلاش مداوم آنها در رژیم غذایی گرفتن است که آنها را افسرده تر می کند. تحقیقات نشان میدهند که رژیم غذایی کم کالری نیز با افسردگی درارتباط می باشد. حرمان غذایی موجود در رژیم های غذایی کم کالری، اشتغال فکری به غذاهایی که در رژیم غذایی هستند، تداخل رژیم غذایی با فعالیتهای عادی اجتماعی، شکست در رژیم های غذایی که براساس زور وسخت گیری بنا شده باشند و از همه مهم تر بازگشت دوباره وزنی که آنرا بارژیم غذایی کم کرده ایم، همه وهمه برافسردگی تاثیردارند.

سلامت جسمی: میدانیم که تحمل آسیب ناشی از درد و بیماری ازبزگترین عوامل افسردگی است. اضافه وزن داشتن عامل خطرناکی برای فشار خون بالا، مرض قند، دردمفاصل وناتوانی های جسمی است. بدین ترتیب افراد چاق بیشتر از بقیه، سلامتی شان درمعرض تهدید قرار دارد واین امر، تاییدی است براین فرضیه که چاقی میتواند بر افسردگی تاثیرداشته باشد. بعلاوه افراد چاق تحرک کمتری نسبت به افرادی که وزن معمولی دارند، دارند و در نتیجه در درون خود منکر تاثیرات مفید تمرینات منظم فیزیکی می شوند. همچنین تناسب اندام باسلامت فیزیکی وذهنی بهتر، اعتماد به نفس بالاتر، داشتن تصویری بهتر نسبت به خود وداشتن تسلط بیشتر و بهتر بر خود در رابطه می باشد. یک تحقیق درمورد افراد مسن (که احتمالا در وضعیت خوب سلامتی نیز نبودند) با فرضیه ارتباط بین چاقی وافسردگی انجام گرفت. این تحقیق نشان داد پیرمردانی که اضافه وزن داشتند، درصد افسردگی کمتری نسبت به آنهایی که چاق نبودند داشتند. ازآنجایی که پیرمردان دچار افسردگی، دچار کم اشتهایی بوده و تمایل به کم کردن وزن نیز دارند، تمایل به افسردگی دراین رده سنی بیشتر با وزن کم مرتبط است. اما درمورد پیرزنان، چاقی هنوز همراه باافسردگی می باشد، اما برای هردوگروه مردان وزنان بیش از هفتاد سال، اضافه کردن وزن عامل بیماری و محدودیتهای فیزیکی سنی نیست بلکه این کم کردن وزن است که عامل این مشکلات می باشد.